قانون گودهارت چیست؟

You are currently viewing قانون گودهارت چیست؟
قانون گودهارت
زمان تقریبی مطالعه: 8 دقیقه

قانون گودهارت (Goodhart Law) که در اصل فقط یک بررسی اقتصادی بود ، مواردی را بیان می کند که امروزه بیشتر در دنیای فناوری محور مشاهده می شود: اینکه اندازه گیری چیزی به طور ذاتی رفتار کاربران را تغییر می دهد. بیایید نگاهی به قانون گودهارت و معنی آن در سازمان شما بیاندازیم.

درک سریع قانون گودهارت

قبل از مطالعه این مقاله پیشنهاد می شود تا تصاویر زیر را مشاهده کنید تا بتوانید درک جامعی از قانون گودهارت داشته باشید.

قانون گودهارت
03 قانون گودهارت
قانون گودهارت
04 قانون گودهارت
قانون گودهارت
05 قانون گودهارت
قانون گودهارت
06 قانون گودهارت
قانون گودهارت
07 قانون گودهارت
قانون گودهارت
08 قانون گودهارت

داده ها: چرا و چگونه

وقتی شرکتی داده های خود را جمع آوری می کند ، مشخص می کند چه اطلاعاتی برای شرکت مهم است.

شرکت ها از چندین روش از داده ها استفاده می کنند. ممکن است شرکت ها برای بهبود خدمات یا بررسی رفتار کاربر ، داده جمع کنند. برخی از داده ها برای عملکرد یک سرویس مورد نیاز است. به عنوان مثال ، اگر شرکت بخواهد کاربر را با نامی خطاب کند ، شرکت باید نام کاربر را بشناسد.

سایر داده هایی که شرکت برای بررسی و واکاوی انتخاب می کند ممکن است برای عملکرد شرکت لازم نباشد. اما آنها همچنان جمع آوری می کنند زیرا “ارائه خدمات بهتر به کاربران خود” مفید تلقی می شود. برخی از سوالاتی که یک شرکت می تواند با توجه به واکاوی داده های موجود از خود بپرسد، شامل موارد زیر است:

  • کاربر در چه ساعاتی خوابیده است؟
  • چقدر کاربر در بین دوستانش محبوب است؟
  • کاربر از نظر سیاسی به کدام سمت متمایل می شود؟

اینکه یک شرکت چگونه داده های کاربر خود را مطالعه می کند ، سوالی است که باید دقیق موشکافی شود و اصول اخلاقی در آن بررسی شود. اینجاست که قانون گودهارت وارد می شود.

قانون گودهارت

قانون گودهارت چیست؟

قانون گودهارت یک مسیر متناقض پیرامون اطلاعات شناخته شده و ناشناخته را تشخیص می دهد . در سال 1975 ، اقتصاددان چارلز گودهارت (Charles Goodhart) نوشت:

“Any observed statistical regularity will tend to collapse once pressure is placed upon it for control purposes.”

Economist Charles Goodhart
Charles Goodhart
Charles Goodhart

“هرگونه قاعده آماری بررسی شده ، در هنگام فشار به منظور رسیدن به اهداف کنترلی، تمایل به فروپاشی پیدا می‌کند.”

گودهارت این موضوع را در حوزه اقتصاد مشاهده کرد ، که جزئیات آن را در کتاب مسئله مدیریت پولی: تجربه انگلیس شرح داد . اما طی چندین سال ، انسان شناس مرلین استراترن (Marilyn Strathern) تشخیص داد که این قانون می تواند در حوزه هایی فراتر از اقتصاد اعمال شود. او قانون گودهارت را خلاصه کرد:

“When a measure becomes a target, it ceases to be a good measure.”

Marilyn Strathern

“وقتی یک شاخص اندازه گیری تبدیل به هدف شود ، دیگر شاخص خوبی نخواهد بود.”

این یک حقیقت است: هنگام جمع آوری داده ها ، افراد رفتارهای خود را اصلاح می کنند تا برای اهداف اطلاعاتی بهینه شوند. و به طور طبیعی، وقتی افراد رفتارهای خود را متناسب با آن موارد تطبیق می دهند ، آن اهداف اطلاعاتی دیگر به اندازه گذشته ارزشمند نیستند.

جایی که اعتبار، ابتکار می شود

اندازه گیری (معیار) می تواند رفتار معتبر انسان را به یک رفتار ابتکاری تبدیل کند. یک معلم ممکن است به دانش آموزان خود نگاه کند تا ببیند کدام یک از دانش آموزان خود، دانش آموز بهتری هستند. او ممکن است این ارزیابی را بر اساس:

  • چقدر در کلاس توجه دارند؟
  • آیا آنها سوال می‌پریند؟
  • نمرات آنها
  • معاشرت آنها با بچه های دیگر کلاس
قانون گودهارت
قانون گودهارت

وقتی این موارد پایه و اساس مبنای کلاس قرار می گیرد ، این رفتارها ذاتی (معتبر) است.

هیچ کس آن بچه ای را که این چیزها را در مورد معلم بداند دوست ندارد، کودکی که علی رغم میل باطنی خود در قاعده معلم خود بازی می کند. برخی از دانش آموزان با سیستم بازی می کنند، و به سختی تلاش می کنند که مورد پسند معلم خود واقع شوند. آنها از چشم قدرت های بالاتر ممکن است در راس ساختار اجتماعی قرار بگیرند.

آیا می توان آنها را سرزنش کرد؟ آنها طبق قوانینی عمل می کنند که به آنها داده شده است. و آنها در چارچوب قوانینی هستند که برای کل کلاس وجود دارد. از یک نظر ، آنها با موفقیت حرف گوش کرده و عملکرد فوق العاده خوبی داشته اند. سایر اعضای کلاس نیز همین دانش را در مورد قوانین داشتند (اینطور فرض می کنیم). اما به طریقی دیگر ، آن دانش آموزان به نوعی به عنوان یک اصل نیز درک می شوند.

در تعاملات فرد به فرد ، افراد تمایل دارند در تشخیص خوب و بد، مهارت خوبی داشته باشند. همه دانش آموزان دیگر می دانند که رفتارهای این شخص ابتکاری (غیرطبیعی) است. معلم نیز احتمالاً از این موضوع با خبر است.

با این حال ، در فیدهای رسانه های اجتماعی ، شناسایی این رفتار بسیار دشوارتر است. هنگام استفاده از فناوری ، مردم دیگر دید کلی نگری را ندارند. در عوض ، افراد باید معیارهایی را برای درجه بندی رفتارهای کاربر خود ایجاد کنند – آنها اغلب شاخص های اصلی عملکرد (KPI) یا فراداده کاربر نامیده می شوند . و فرقی هم نمی‌کند که چقدر اطلاعات از طریق فراداده دریافت شده و یا به آن توجه شده ، باز هم شخص فقط از طریق اطلاعات خام در مورد شخص دیگری قضاوت می کند.

فایده ملاقات حضوری با کسی ، نه به صورت آنلاین ، همان اطلاعاتی است که می توانید با ملاقات آن شخص یاد بگیرید ، چه با اطلاعات ملموس و چه اطلاعات نامحسوس. وقتی شما و شخص دیگری در کنار یکدیگر حضور دارید ، می توانید نشانه های کوچک ، طرز رفتار و سایر مواردی را که متادیتای آنلاین به احتمال زیاد قدرت به درک آن نیست را درک کنید. شخصاً می توانید بر اساس نحوه صحبت کردن ، چگونگی ظاهر آن فرد، نحوه تعامل با شما ، نحوه برخورد با باریستا کافه و تعداد زیاد دیگری از اطلاعات ملموس و نامحسوس، ارزیابی جامعی را در مورد آن فرد انجام دهید.

از نظر فنی ، اهداف اطلاعاتی بسیار کمتری در دسترس هستند. تعاملات غیر شخصی هستند. بازیگران بد زمان آسان تری را برای بازی با سیستم دارند.

خواه از یک محیط کلاس ، یک شرکت کوچک ، یک جلسه فرید به فرد یا اندازه گیری تولید ناخالص داخلی یک کشور باشد ، به نظر می رسد که قانون گودهارت در محیط های اجتماعی ارزش پیدا می کند: “وقتی معیاری تبدیل به هدف شود ، دیگر معیار خوبی نخواهد بود.”

موتور جستجوی گوگل

موتور جستجوی گوگل می تواند باعث ایجاد سود یک شرکت شود و یا آن از بین ببرد. قرار گرفتن در بین 1-5 از نتایج جستجوی گوگل (SERP) در مقابل رتبه بین 6-10 از نتایج جستجو می تواند میلیون ها تومان سود شرکت را جابجا کند.

وقتی شرکتی این مقدار سود برای از دست دادن – یا به دست آوردن – دارد ، هر طور شده قصد دارد تا بفهمد که چگونه می تواند در پنج نتیجه برتر سرپ گوگل قرار بگیرد و موقعیت خود را حفظ کنند. قطعا برای این شرکت ارزش این را دارد که کارشناسان بازاریابی و سئو (SEO) را استخدام کند و حتی میلیون ها تومان در هفته بپردازید تا فقط موقعیت خود را در رتبه اول حفظ کنند. (این بدان معنی است که کل این صنعت فقط برای بازی با سیستم و الگوریتم ها گوگل ایجاد شده اند.)

قانون گودهارت
انواع الگوریتم های گوگل

اما گوگل وظیفه دارد بهترین نتایج جستجو را در اختیار شما قرار دهد. هدف Google این است که اطلاعاتی را که برای آن جستجو می کنند به مردم ارائه دهد. آنچه می بینیم ، یک مبارزه مداوم بین مردم است:

  • کسانی که با اقتدار سعی در ارائه بهترین خدمات ممکن دارند.
  • کسانی که از سیستم سو استفاده می کنند تا خود را با جایگاه بالا برسانند.

مشكل این مسئله به عنوان یك بازی برای تحلیل کنندگان و نظریه پردازان در می آید: یکی اینکه، اطلاعات شخصی وجود دارد – و دیگری اینکه وجود اطلاعات شخصی همیشه مورد پسند مردم نیست.

TikTok و اینستاگرام

Tiktok اخیراً تحت فشار قرار گرفت تا الگوریتم محتوایی خود را افشا کند . مردم در تعجب بودند ، “چرا اینقدر اعتیاد آور است؟” “این الگوریتم مگر چگونه کار می کنند؟”

سازندگان محتوا (روشی فانتزی برای نامیدن یک انسان در مقابل یک دوربین، همراه با یک ایده سرگرم کننده) چه در اینستاگرام و چه در Tiktokبه صورت شانسی با یک ویدیو وایرال می شوند و ناگهان ارزش اجتماعی آنها و نفوذ آنها ، به طور قابل توجهی افزایش می یابد. بسیاری از مردم شهرت خود را در 15 دقیقه، با بازی با سیستم بدست می آورند.

قانون گودهارت
الگوریتم تیک تاک

اکنون ، الگوریتم TikTok به شکل باور نکردنی توسط تولید کنندگان محتوا مورد بررسی قرار می گیرد، زیرا آنها می خواهند بدانند که چگونه نام خود را در تیتر سایر خبرها در بین مردم قرار دهند. آنها چنین سوالاتی را از خود می پرسند:

  • آیا باید رنگ خاصی بپوشم؟
  • چه آهنگی باید در پس زمینه باشد؟
  • آیا باید فالوئر بخرم؟
  • چه ساعتی باید پست ارسال کنم؟
  • چگونه می توانم مردم را وادار کنم که این پست را به اشتراک بگذارند؟ آیا باید به آنها پول می دهم؟

هدف اولیه TikTok این است که به مردم اجازه دهد به طور طبیعی یک ویدیو را در میان فیلم های خود بپسندند و به اشتراک بگذارند. هر ویدیویی که بیشترین لایک و اشتراک را داشته باشد باید در اینترنت پخش شود. اگر این چیزی است که مردم آن را پسندیدند ، پس این چیزی است که مورد پسند همگان قرار می گیرد.

اما ما می دانیم که افراد فقط برای اینکه ویدیوی آنها بیشتر دیده شود در حال انجام بازی با سیستم لایک هستند. اکنون ، هدف اولیه TikTok از بین رفته است. در عوض ، آنها باید این سوالات را از خود بپرسند که ” نیت این فرد از تولید این محتوا ذر چیست؟”

وقتی افراد با الگوریتم بازی می کنند ، سیستم عامل هایی مانند اینستاگرام ، گوگل ، تیک تاک ، پینترست ، فیسبوک ، یوتیوب ، توییتر و دیگران را مجبور می کند:

  1. هدف خالق محتوا را قضاوت کنید.
  2. تعیین اینکه چه اطلاعاتی خوب و چه اطلاعاتی بد هستند.

شرکت ها باید الگوریتم ها را مخفی نگه دارند

برای مبارزه با افرادی که الگوریتم ها را بازی می گیرند ، شرکت ها باید الگوریتم های خود را مخفی نگه دارند.

اکثریت رفتار واقعی را ترجیح می دهند. اما این پدیده فقط در شبکه های اجتماعی نیست. برای دهه ها ، هالیوود، بیشتر و بیشتر دیوانه هایی را پرورش داده که سعی در بازی کردن با سیستم تجاری دارند. آنها سعی می کنند مدل موهای مناسب ، شخصیت مناسب ، خط فکری مناسبی را داشته باشند تا مورد قبول هالیوود قرار بگیرند و نقش خود را در یک فیلم یا نمایش بدست آورند.

قانون گودهارت
قانون گودهارت

رسانه های اجتماعی با ایجاد مدل های بیشتری از ستاره های هالیوود (اینفلوئنسرها) این بازی را برای جهانیان به ارمفان آورده اند و همین مشکلات هویتی و شخصیتی را از هالیوود به مخاطبان خود در سطح جهان می رسانند. در هر محیطی شمال قماربازان ، کسانی که به دنبال بازی با سیستم هستند ، برندگان و بازندگانی را در بر خواهد داشت. این دو گروه باید یاد بگیرند که چگونه با یکدیگر خوب بازی کنند.

اما ، وقتی شرکت الگوریتم خود را مخفی نگه می دارد ، مردم در مورد چگونگی تصمیم گیری شرکت مشکوک می شوند. آنها به نوع عملکرد شرکت شک دارند. آنها دستور کار شرکت را مورد بررسی قرار خواهند داد. وقتی کاربران از پارامترهای بازی آگاهی نداشته باشند، گم می شوند و اعتماد کمتری به خدمات آن دارند.

قانون گودهارت نیاز به تعادل دارد

به احتمال زیاد ، خط مشی قانون گودهارت یکی از پارادوکس هایی است که قابل حل نیست ، بلکه قابل اعتدال است. این قانون، پارچه ظریفی است که از طریق کشش دو نیرو تغییر مکان می یابد و متعادل می شود. آنهایی که معیار را در نظر می گیرند ، و آنهایی که رفتار طبیعی دارند.

تعداد کلماتمنبع
1882 کلمهBMC
تحریریه آکادمی دیجیتال مارکتینگ بالابان
5 1 رای
از 1 تا 5 به ما چه نمره‌ای میدین؟
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها